هم‌قافیه با باران

امشب غم تو در دل دیوانه نگنجند

جمعه, ۳ بهمن ۱۳۹۳، ۰۳:۰۰ ب.ظ

امشب غم تو در دل دیوانه نگنجند 

گنج است و چه گنجی که به ویرانه نگنجد 


تنهایی ام امشب که پر است از غم غربت 

آن قدر بزرگ است که در خانه نگنجد 


بیرون زده ام تا بدرم پرده ی شب را 

کاین نعره ی دیوانه به کاشانه نگنجد 


خمخانه بیارید که آن باده که باشد 

در خورد خماریم به پیمانه نگنجد 


میخانه ی بی سقف و ستون کو که جز آنجا 

جای دگر این گریه ی مستانه نگنجد 


مجنون چه هنر کرد در آن قصه ؟ مرا باش

با طرفه جنونی که به افسانه نگنجد 


تا رو به فنایت زدم از حیرت خود پر 

سیمرغم و سیمرغ تو در لانه نگنجد 


در چشم منت باد تماشا که جز اینجا 

دیدار تو در هیچ پریخانه نگنجد 


دور از تو چنانم که غم غربتم امشب 

حتی به غزل های غریبانه نگنجد


حسین منزوی

۹۳/۱۱/۰۳
هم قافیه با باران

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
هم قافیه با باران