هم‌قافیه با باران

خیال انگیز و جان پرور ، چو بوی گل سراپایی

شنبه, ۲۹ شهریور ۱۳۹۳، ۰۲:۴۹ ب.ظ

خیال انگیز و جان پرور ، چو بوی گل سراپایی

نداری غیر از این عیبی ، که می دانی که زیبایی

من از دلبستگی های تو با آیینه ، دانستم

که بر دیدار طاقت سوز خود ، عاشق تر از مایی

به شمع و ماه ، حاجت نیست بزم عاشقانت را

تو شمع مجلس افروزی ، تو ماه مجلس آرایی

منم ابر و تویی گلبن ، که می خندی چو می گریم

تویی مهر و منم اختر ، که می میرم چو می آیی

مراد ما نجویی ، ورنه رندان هوس جو را

بهار شادی انگیزی ، حریف باده پیمایی

مه روشن ، میان اختران پنهان نمی ماند

میان شاخه های گل ، مشو پنهان که پیدایی

کسی از داغ و درد من ، نپرسد تا نپرسی تو

دلی بر حال زار من ، نبخشد تا نبخشایی

مرا گفتی ، که از پیر خود پرسم علاج خود

خرد ، منع من از عشق تو فرماید ، چه فرمایی؟

من آزرده دل را ، کس گره از کار نگشاید

مگر ای اشک غم امشب ، تو از دل عقده بگشایی

رهی ، تا وارهی از رنج هستی ، ترک هستی کن

که با این ناتوانی ها ، به ترک جان توانایی


رهی معیّری

۹۳/۰۶/۲۹
هم قافیه با باران

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
هم قافیه با باران